|
خاطرات دکتر بی نام
|
یه بار یکی بهم گفت : « اون ستاره ای رو که از همه پر نور تره همه دنبالشن ، پس وقت خودت رو با دل خوش کردن به اون تلف نکن » توی راه عشق شاید ..... سواره ای سوار بر اسب سفید که همیشه آرزوشو داشتی از دور ببینی ولی .... با سرعت میاد و از کنارت میگذره و برای تو جز ردی از خاک چیزی نمی مونه شاید عشق تو هم داره پیاده مسیر رو طی میکنه و از تو عقب تره پس صبر کن تا عشقت به تو برسه
پ ن : ایده این مطلب از وبلاگ یاسمن عزیز به ذهنم رسید [ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ۸:٥٢ ب.ظ ] [ بی نام ]
وقتی کسی حالش بده .... بهشـ نگو ای بابا اینم می گذره ، نخواه با جوک های مسخره بخندونیش نـِ میـ خواد بخنده خنده اش نـِ میاد غصه داره. مـیـ فهمیـ ؟ غــُـــصه براش از فلسفه ی زندگی حرف نزن !!! از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن ؛ حرف نزن وقتی کسی ناراحته ... اصلا این تو نیستــــــی که باید حرف بزنی بــــــــــــــــــــاید دستش رو بگیریـ بغلش کنیـ تو چشمـ هاشـ نگاهـ کنیـ براشـ چایــــــــی بریزیـ چیزی که دوست داره بپزیـ بذاری جلوش... بعد حرف نزنی بذاری اون حرف بزنه و تـــــــــو گوش کنی فکر نکن اگه حرف نزنی خیلی اتفاق بدی می افته تو جای اون آدم نیستی فقط ... دستش رو بگیر .... بغلش کن .... و ساکت باش اَگهـ دلـِ شـ خواستـ خودِشـ حرفـ میـ زنهـ
پ ن : امیدوارم این وقت لعنتی بزاره تا بتونم بازم مثل قبل مستمر بنویسم پ ن 2 : کتاسفم که دیگه نوسته هام اونقدر جذابیت نداره بزارین به حساب خستگی های درونیم [ ۱۳٩٠/٩/٢٥ ] [ ۸:۱۸ ب.ظ ] [ بی نام ]
ای خدای من باز هم منو وبلاگ عزیزم نمیدونم چرا وقتی راجع به وبلاگم یه سری چیزارو میشنوم حس نوشتنم از دست میره دلم امنیت میخواست اینجا ، کاش میشد .... بگذریم امده ایم آپ کنیم
چرا من اینقدر ریلکسم حتی در بدترین زمانای زندگیم الان بین دوتا از مهمترین زمانای زندگیمم یکیش فوق العاده بود برام و یکی خیلی ناراحتم کرد گرچه زور شادی الان به غم قدیمام میچربه زمان هایی میاد توی زندگی ادم که حس میکنی دیگه نمیخوای روی کره زمین باشی میخوای بمیری راحت شی ما جمع میکنی خودتو چون یکی میاد که بت امید زندگی میده اره من امید زندگی کردن دارم این امید ارومم میکنه کمکم میکنه ذهنم اروم شه تازه کم کم دارم از حس ارامش نسبیم لذت میبرم و نمیخوام اجازه بدم ازم بگیرنش میخوام برای ارامشم بجنگم مهم نیست کی چی میگه و چرا میگه مثل همیشه خودم فقط مهمم یکی یه بار بهم گفت : « کسی که به خودش اطمینان داره نیازی به تعریف دیگران نداره ... ! » اره اعتماد به نفسم از همین جمله میاد همه این حرفارو زدم که فقط یه جمله بگم من اهدافی تو زندگیم داشتم و همیشه براشون جنگیدم و این بار هم برای هدف بزرگ زندگیم میجنگم تا بدستش بیارم
پ ن 1 : واقعا از همه معذرت میخوام که نبودم و نتونستم ج بدم نظرهاتونو واقعا پر از مشغله بودم پ ن 2 : 17 آذر رو میخواستم به یک نفر تبریک بگم . اگه اینجارو میخونی ، مبارک باشه روزت عزیزم پ ن 3 : پست رو به خاطر پیشنهاد یک عزیزی نوشتم ، ممنونم که بهم ایده میدی [ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ] [ ۱٠:٠٤ ب.ظ ] [ بی نام ]
هر زمان که دلت از دنیا گرفت و دنبال سرپناهی برای آرامش گشتی آغوش من هست، در این زمانه کسی همدرد تو نیست بیا تا همدرد هم باشیم، من سرپناه تو و تو سرپناه من باشی !
هنگامی که روزگار قلبت را به درد آورد و شانه ای می خواستی تا اشکهایت را سرازیر کنی شانه های من هست ، در این وادی کسی غمخوار تو نیست بیا تا غمخوار هم باشیم ، من دلسوز تو و تو دلسوز من باشی !
هر زمان که به دنبال دستی بودی تا اشکهایت را پاک کند و خنده را به لبانت باز آری دستهای من هست ، در این دنیا کسی مهربان نیست بیا تا با هم مهربان باشیم ، من غرق محبت تو و تو غرق محبت من باشی!
هر زمان که نگاهت با نگاهی غریبه شد و به دنبال نگاهی بودی تا از دلت بگویی چشمان من هست ، در این غربت کسی محرم راز تو نیست بیا تا داستان هم باشیم ، من قصه تو و تو قصه من باشی ! و در آخر ... هنگامی که احساس کردی عاشقی و دلی برای عشق خویش می خواستی دل من هست ، در این جا کسی معشوق تو نیست بیا تا عاشق هم باشیم ، من عشق تو و تو عشق من باشی ... [ ۱۳٩٠/۸/٩ ] [ ٤:٥٤ ب.ظ ] [ بی نام ]
وای خدای من امروز که نظرارو خوندم چقدر خندیدم نمیدونم چرا اینقد اسم مریم برام خنده دار شده یکم کنجکاو شدم که بفهمم کیه این مریم عزیز خب ایشونی که این نظرو برام گذاشت حتما میدونه که توانایی هام در ضمینه نت چقد زیاده ( البته تعریف از خود نباشه ) پیدا کردن IP ایش که اصلا نیازی بش نبود همین الان اگه بخواد منطقه ای که ازش وصل شده و حتی از پیجی که اومده تو وبلاگم رو هم میتونم بش بگم و حتی این که چقد تو وبم مونده و هرچی که دلش بخواد
ولی خداییش زیادی تابلو بودی حالا همه اینا مهم نی چون خودش میدونه که من ادم بی خیالیم و اصلا نظر دیگرانی که برام اهمیت ندارن واسم مهم نی فقط خواستم یچیو بت بگم خوب نیست راجع به کسی که همیشه باهات/باهاتون مهربون بوده و مثل یه دوست صمیمی بوده این طور حرف بزنی لااقل یه زمانی بینمون یه احترامی بود خوبه کوچیکترا احترامه بزرگتراشونو نگه دارن هنوزم -18 ایی عزیزم
پ ن : نمی خواستم بنویسم ، فقط گفتم که بدونی میدونم پ ن 2 : راستی میدونی وقتی حرص می خوری چقد جذاب میشی [ ۱۳٩٠/۸/٦ ] [ ۱٠:٢٠ ب.ظ ] [ بی نام ]
|